حسن مرسلوند

158

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )

حميده خصلت و نيكونهاد و پاك سرشت * ستوده طبع و ملك سيرت و فرشته خصال ز خرمن ادبش خوشه چين خواص و عوام * ز خوان تربيتش بهره‌ور نساء و رجال صفاى باطن او از كلام وى ظاهر * كه پى برند به حسن عمل ز حسن مقال گذاشت در ره تعليم و تربيت همه عمر * فراغت از عمل خود نداشت در همه حال به حسن خلق هرآن‌كو به خلق كرد سلوك * مسلم است كه مقرون شود به حسن مآل هزار و سيصد و چار از پس نود چو گذشت * به چارشنبه يك و بيست از مه شوال پريد طاير جانش فراز عالم قدس * به وجد آمد و بگشود در جنان پروبال اگر ز رفتن او قلب دوستان خون است * ز گريه چشم احبّاست چشمهء سيّال به جاى مانده از آن بحر دانش و فرهنگ * درى كه نيستش اندر جهان مثال و همال در آسمان ادب همچو ماه چارده شب * نه آن مهى كه بود گاه بدر و گاه هلال چراغ شعله بر افروز دانش و بينش * كه روشن است به دو چشم خاندان جمال هماره باد مصون از حوادث ايام * هميشه باد قرين با شكوه و فرّ و جلال به پاس دوستى باب و حرمت فرزند * سرود يكتا اين چامه با هزار ملال م : ( 1 ) - مهدوى ، سيد مصلح الدّين . تذكرهء شعراى معاصر اصفهان . ( 2 ) - مجلهء وحيد ، دورهء دوازدهم ، شمارهء 10 .